تبليغاتX
علمی وفرهنگی

علمی وفرهنگی

چشمه ازبلخ

چشمه ازبلخ روزی سرکشید

 

بحرشدچون رخت آنسوترکشید

بحرشدآشفته شدبیتاب شد

 

جوش زدمواج شدسیلاب شد

اندراین جابانگ نائی شدبلند

 

رفت آنجاشورصدمحشرفگند

نی صدای شهپرجبرائل شد

 

شوررستاخیزاسرافیل شد

دورنزدیکی نداردآفتاب

 

آفتاب باهرکجاخواهی بتاب

هرکجاعشق است آنجاجای تست 

 

هرکجادل می تپدماوای تست

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط عبدالصمد  | 

خلفا’ راشدین وستاره های اسلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط عبدالصمد  | 

بهترین هدیه

بهترین هدیه ای که می توانیم به خودمان بدهیم

1-    حضوردرلحظه حال"

2-    آموختن ازگذشته "

3-    برنامه ریزی آینده "

 

تفصیلات درباره جمله که موفقیت ها دردست این سه جمله است .

هرزمان احساس کردیددرزمان حال خوشحال نیستیدیاباعدم موفقیت روبروشده اید

وقتش رسیده ازگذشته بیاموزیدیابرای آینده برنامه ریزی کنید.

به آنچه درگذشته اتفاق افتاده نگاه کن

چیزهای باارزش ازآن بیاموز.

ازآنچه آموخته ای برای بهترکردن زمان حالت استفاده کن .

تونمی توانی گذشته راتبدیل کنی .امامی توانی ازآن درس بگیری .

ودرموقعیتهای مشابه .متفاوت عمل کنی تادرزمان حال .شادتروموفقیت ترباشی .

هیچکس قادربه پیشگوی یاکنترول آینده نیست .

ازهمین امروزتصویرآن آینده فوق العاده راترسیم کن .

برای تحقق آن /

یک برنامه واقع درست کن

برنامه خودرادرزمان حال به مرحله عمل درآور.

عکس العمل توبستگی به هدفت دارد .

وقتی می خواهی خوشحال تروموفق ترباشی .

وقتش رسیده درزمان حال حضورپیداکنی

وقتی می خواهی حال رابهتر ازگذشته کنی .

وقتش رسیده ازگذشته بیاموزی .

وقتی می خواهی آینده ازحال بهترشود

وقتش رسیده برای آینده برنامه ریزی کنی.
موفقیت یعنی رسیدن به حداکثرتوانمندی خود وپیشروی به سوی اهداف متعالی .

حتی درسخت ترین موقعیتها

وقتی شماروی آنچه دران لحظه خوب مطلوب است تمرکزمی کنید.

شادتروسرزنده ترمی شوید.

وانرژی .اعتمادبه نفس وجرات لازم برای رویاروی باآنچه درآن لحظه مطلوب نیست راپیدامی کنید.

رهاکردن گذشته اگرچیزی ازآن نیاموخته باشی مشکل است.

به محض که ازآن درس بگیری واجازه دهی دست ازسرت بردارد.

درحقیت .

زمان حالت رابهبودبخشیده ای

سه روش برای استفاده ازلحظات همین امروزاست .

حضوردرلحظه حال :

آموختن ازگذشته :

برنامه ریزی آینده :

نویسنده :اسپنسرجانسون .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 12:58 بعد از ظهر  توسط عبدالصمد 

قرآن نورحقيقت

 

قرآن كريم نورحقيقت

 

درحقيقت قرآن به عنوان آخرين وحي الهي كه برافضل انبياء نازل شده نورهدايت ابدي براي بشروتجلي كلام خداوندمي باشد.

قرآن شاهدزنده برنبوت رسول اكرم (ص) وقوي ترين برهان برحقانيت اوودليل دايمي وحجت هميشگي به شمارمي آيد.

قرآن مهم ترين سرمايه معنوي يك مسلمان است كه باداشتن آن همواره سرفرازوازبيگانگان بي نيازودست نيازديگرآن به سوي اودرازاست .

قرآن ارزنده ترين اندوخته اي است كه دررويدادهاي خطرناك زندگي وهجوم امواج سهم ناك كفرالحادوانحراف وكج روي انسان رانجات مي دهدوخيروصلاح ورشداوراتامين مي كند.

قرآن گرانقدرترين موهبت خداي وگوهرگرانيهاي است كه منشاء آثارسعادت انسان مي شودودرپرتوي آن مي توان ازچنگال عفريت جهل رهاگرديدوبه كمال مطلوب دنياوآخرت نائل شدوباملكوت  يان وجهان ابديت نيزرابطه برقراركرد.

قران فرشته نجات وپاره كننده بنده هاي اسارت ازگردن توده گرفتار وبي نواوبرقراركننده نظام هاي صيح ومجري عدالت اجتماعي و كوبينده  اساس شخصي پرستي واختلاف طبقاتي وخاموش كننده فريادهاي گوش خراش ضلات وگمراهي وزنده كننده روش هاي ستوده وكرامت هاي اخلاقي است .

قرآن دربرازنده اصول قوانين اجتماعي وانفرادي بشرازقبيل عبادت تجارت نكاح وغيره است .

قران دستوردهنده عادلي است كه اصول وظايف زندگاني بشرراآغازتاانجام بيان فرموده وتمام دستورات وقوانين اين كتاب مقدس آسماني برپايه عقل ومنطق استواراست.

مادرپيشگاه قران دومسوليت بزرگ داريم شناخت مفاهيم قران اولا مابايدخودرابشناسيم وكشف كنم ودريابيم كه انسان هستيم انساني كه استعدادهاونيازهاي مادي ومعنوي داردوازابعادگوناگون برخورداراست .

ثانيا بايدقران رابشناسيم وابعادگوناگون سياسي فرهنگي اخلاقي اجتماعي عقيدتي تجاري واقتصادي اش راكشف كنسم خداوندمتعال كساني راكه فران مي خوانند امادرآياتش تدبروتفكرنمي كنندموردسرزنش قرارداده مي فرمايد(آياآنها درآيات قران تدبرنمي كنندونمي انديشندبااين كه بردل هاي شان قفل هازده شده رسول خدامي فرمايدبراي هرچيزي پايه اي است پايه وزيربناي اسلام فهم دين قران است

قران است كسيكه به سعادت هميشگي علاقمنداست وسعادت وخوشبختي هردوجهان رامي خواهدداشته باشدبروي لازم است كه روزوشب باقران تجديدعهدكندوارتباطش راباقران محكم واستوارترسازدوآياتش رابه حافظه خودسپرده بامغزوفكرخوش درآمايزدتادرپرتوي آن كتاب آسماني به سوي رستگاري وسعادت جاويداني رهنمون شود.

اميداست آيات پربركت قران برجسم وجان ماتاثيرگذاردوباايات هدايت گرش به هدايت واقعي برسيم وبيماران جسمي روحي ازداروي اين داروخانه غني وفشابخش الهي شفاي دردهاي خودرابگيرندوپويندگان راه حق وحقيقت به اندازه فهم وعلقشان ازان بهره ببرندبه اميدروزي كه قران واحكام ودستوراتش درتمام جهان حاكم شودوانسانهاراازكفروشرك والحادبيرون آورده به شاهراه حقيقت رساند(امين )

وكيل احمد

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم خرداد 1389ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط عبدالصمد  | 

معلومات درباره مولانا

مولاناجلال الدين اين فرزندهمتاي بلخ كه الفباي زندگاني رادرخانقاابراهيم ادهم شقيق واحمدخضرويه وديگرعرفاي بلخ آموخته آتش درسوختگان جهان زده است . سلطان العلماء پدربزرگوارمولانامعارف خودرادرام البلاداندوخته واين اندوخته آسماني همواره فرزندوي رادرسفرآفاق وانفس طريق ومشعل عرفاني وتحقيق بوده است . به عقيده ماسخن سراي سرمدي بلخ راهرقدرجهاني تروفلسفه اوراوسيع ترمعرفي كنيم به مشرب وي نزديك ترميشويم اين مردم منسوب بملت عشقنداين هارازدان اسرارآفرينشندبانگ جرس اين كاروان ازجاي ديگرمي آيدجائيكه ازتنگناي ا حاطه عقول وادراك مابالاتراست . ملت عاشق زملت هاجداست عاشقان راملت ومذهب خداست پيربلخي پيروحكيم الهي ابوالمجدمجدودسناي عزنوسيت وي اختلاف زبان ومكان رادرقلمروحق موثرنمي داند سخن كزبهرحق گوي چه عبراني سرياني مكان كزبهردين جوي چه جابلسان چه جابلقا صداي شهيراين مرغ ملكوت كه ازسينه هندوكوه پروازنموده ودرصحراي قوينه آشيان بسته ازجهان آب وگل فراتررفته وپايه پايه تاآسمان شده كتاب مثنوي كه مولانا آنرانردبان آسمان مي خواندوموسيقي دلنوازروح مي دانست مي خواست فرزاندان ره گم كرده آدمي دنبال آهنگ شورآنگيزآن خارستان خطيرزندگي راآسان بپايان رساننداكنون كه صاحبدلان بشربرانند كه حقيقت براوهام چيره شودوطلسم تعصب وغرورشكسته گرددچه شريني بهترازآنست كه بازنواي آن ا رگنون روح بخش روشنضميران خاوروباختررابخودمتوجه گرداندواين سرودآسماني بارديگركاروان بشررابه منزل مقصودراهمنموني كند. چشمه ازبلخ روزي سركشيد بحرشدچون رخت آنسوتركشيد بحرشدآشفته شدبيتاب شد جوش زدامواج شدسيلاب شد اندراين جابانگ ناي شدبلند رفت آنجاشورصدمحشرفگند ني صداي سهپرجبرائيل شد شوررستاخيزاسرافيل شد دورنزديكي نداردآفتاب آفتاب باهركجاخواهي بتاب هركجاعشق است آنجاجاي تست هركجادل مي تپدماواي تست وكيل احمد"ديوبند"
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 9:35 قبل از ظهر  توسط عبدالصمد  | 

تاریخ مولاناجلال الدین بلخی

  مولاناجلال الدين درمهدخاندان بزرگي كه دربلخ مي زيستندبقول اصح درششم ماه ربيع الاول سال 604 هه دربلخ متولدشده پدرمولانامحمدبن حسين بن احمدخطبي مي باشدكه اورابهاء ولدمي ناميدندوسلطان العلماء مي خواندندوكتاب معارف تاليف اواست نسب آباي مولانابخليفه اول پيامبراكرم حضرت ابوبكرصديق اكبررض مي پيوندد ومادراحمدخيطبي فردوس خاتون دخترشمس الائمه ابوبكربن احمدبن ابي سهل سرخيست كه يكي ازاكابرعلماء وفقهاي حنيفه بوده وتاليفات وي مشهورومتداول مي باشد. سلطان العلماء درطريقت مريدشيخ احمدغزالي وابوالجناب شيخ نجم الدين طاتمه الكبري معروف به شيخ كبري بودوبارضي الدين علي لالاكه درغزنه مدفنست وازاقارب حكيم سناي غزنوي مي باشدنسبت هم خرقكي داشت مولاناجلالدين ازخدمت سيدبرهان الدين ترمذي كه ازشاگردان پدرش بوداستفاده فروان نمودسلطان العلماء بنابراختلاف نظرباخوارزم شاه بقول اكثردرسال 610 ازبلخ هجرت نمودوراه حجازپيشي گرفت درآن هنگام ازعمرشريف مولاناشش سال ميگذشت وقت عبورازنيشاپوربه خدمت شيخ فريدالدين عطاررسيدشيخ عطاربه سلطان العلماء گفت زوداست كه اين پسرتوآتش درسوختگان عالم زندوكتاب اسرارنامه راكه ازمنظومات وي بودبه مولانابخشيدسلطان العلماء بدون آنكه درشهرهاي ايران توقف كندبه بغدادشدوازآنجابزيارت كعبه مكرمه شرفياب گرديدپس ازگذاريدن چندسال درملاطيه ولارنده درسال 617 بقونيه رحل اقامت افگنددر628 دران شهرچهره درنقاب خاك نهفت مولاناهنگام وفات پدر24 ساله بود يك سال بعدسيدبرهان الدين ترمذي بخدمت مولانادوباره پيوست وآن يتم رادرآغوش تربيت جادادوآنچه راكه ازمحضرسلطان العلماء گرفته بودبه پسرش سپردپس ازنه سال مولاناازقونيه به حلب وحوالي جبل لبنان شدمدتي درمدرسه حلاويه نزول جلال فرمودوبخدمت كمال الدين ابوالقاسم كه ازعلماي مبتحروفقهاي حنفي بودفقه حنفي راآموخت وازآنجاعازم دمشق گرديدودراين شهركتاب هدايته الفروغ تاليف برهان الدين مرغنياني عالم وفقيه متوفي 592 راكه يكي ازمتون معروف ومتداول فقه حنفي مي باشدواكنون نيزدرمدارس افغانستان وپاكستان باشروح وتعليقات تدريس مي شودخواند آن به روايتي دراين سفربه ملاقات شيخ الاكبرمحي الدين اين عربي صاحب فتوحات مكيه وفصوص الحكيم نايل گرديدوازمحضرآن بزرگواركه ازموسسان بنيان تصوف است استفاده نمودسيدبرهان الدين درسال 628 رحلت فرمودمولاناپس ازآن به آئين پدربرمسندتدريس وارشادنشست وبه تدريس علوم رسمي پرداخت پنچ سال دراين كاربسربردناگهان شمس ملك دادتبريزي كه ازشوريدگان واولياي الهي بوددرقونيه واردشدوبشرحي كه دركتاب تواريخ سيرمذكوراست بيك نگاه آتشين مولاناراازدرس وبحث وقيل وقال مدرسه بازداشت ودرخرمن اندوخته هاي وي اتش زد اخگري راكه ازخانقاه بلخ اقتباس نموده بودببادعشق مشتعل گردانيدازجلوت بخلوت گرائيدفال اش بحال تبديل يافت به حلقه سماع درآمددلش بنواي ني نوازش يافت وبه آتش عشق تابيدن گرفت ازمدرسه برخاست درمجمع شورندگان بنشست ارادتمندان وشاگردان بملامت شمس برخاستندسرانجام آن آفتاب معرفت ازقونيه جانب دمشق شتافت مولاناتاب تنهاي نياوردوبه هجران وي دل ازدست دادفرزندش سلطان ولدرادرپي اوفرستاداوباهزاران لابه والحاح شمس رابه قونيه بازآورددراين بازشورمولانابيشترگرديدفرمودرباب راشش گوشه سازندوحدي رانيزتركندوني رادل انگيزتربنوادرارندشاگردان ودوستان مولانابارديگربرآشفتندوآن افتاب حقيقت راجادوگرخواندندبالاخره بروايتي شمس مقتول گرديدوبقولي غيب اختيارنمودمولاناهرچه سراغ گمشده خودشتافت نشاني ازآن عنقاي قاف تجريدنيافت دوباره به جستجوي شمس بدمشق رفت ونااميدبازگشت شمس الدين تبريزي مريدشيخ باباكمال چندي ووي مريدابوالجنابشيخ نجم الدين كبري بودوباشيخ فخرالدين عراقي نسبت هم خرقكي داشت ملاناپس ازانيكه ازديدارشمس مايوس گرديددوباره به قوينه آمدحسام الدينا رموي معروف بحسام الدين چپلي طرف توجه وتربيت مولاناواقع شدحسام الدين درنگاه مولاناسخت عزيزومكرم گرديدوبيشترافتخارش درآن است كه مولانابخواهش اوبرزگترين اثرجهاني وشاهكارعرفاني خوديعني كتاب مثنوي رابه رشته نظم آورددرطرف پانزده سال مولانادرصحبت حسام چپلي اشعارمثنوي رامي گفت ووي رامي نگاشت مولانادرسال 672 بيمارشدوروزيكشنبه پنجم ماه جمادي الاخرهمان سال نمازعصرهنگام غروب آفتاب بعالم قدس خراميدودرقونيه دركنارتربيت سلطان العلماء آن گوهرگران بهادرصدف خاك آرميد. مولاناچارفرزند داشت . 1- بهاء الدين2م- علاء الدين محمد3- مظفرالدين ميرعالم 4- ملكه خاتون نویسنده :وکیل احمد"
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 11:18 قبل از ظهر  توسط عبدالصمد  | 

آرامش وآسايش درسايه تقوا

 

انسان اگرجايگاه واقعي خودرادرجهان آفرنيش درك كندوبداندكه خداونداورابه عنوان خليفه خودروي كره زمينن چقدردوست داردوازرگ گردن به اونزديك تراست وهرگاه كه انسان خدارابخواندخداوندپاسخ مي دهد

يارونگهداراوست واوقادرمطلق است كه همه آسمانهاوزمين به تسخيرآنسان درآورده ما تااآدمي بتواندبطوركامل ازمواهب الهي استفاده كندودرتمام لحظه هاي زندگي ازمعاشقه بااولذت ببرداگر انسان اين جايگاه زيبارادرمحضرخداي رحمان احساس كندوبداندكه خداي رحمان منبع عشق مطلق است وبندگان خودراازسررافت ومهرباني دوست دارد واگرآدمي به اودرياي بيكران محبت ونغمتهاي اوفكركندبه زيباي ازنشاط وآرامش وسقف واميدمي رسدقطعاچنين انساني درنهايت آرامش الهي زندگي مي كندوزيباي وزيباي دركنارچنين محبوبي براي خودپديدمي آوردبنابراين بايدبدانيم كه براي بدست آوردن روحيه وآرامش واقعي .ياد خداوندبهترين آرام بخش وآغوش خداامن ترين مكان است .براي بندگان خوبي كه به اوتوكل مي كنندودلشان باياداوآرام مي گيرد.

 

هيچ كنجي بي ددوبي دام نيست

جزبه خلوتگاه حق آرام نيست

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط عبدالصمد  | 

چگونه به طراحي آينده خود

هدف دردنياي يك انسان مهمترين عامل حركت وخلق آينده هاي زيباست انسان به هدف به جاي رسدانسان هدفمندباشوروهيجان به خلق اهداف خودزندگي مي پردازدهدف هاهستندكه مقصدومسيريك زندگي راروشن مي كندانسان بدون هدف درست همانندمسافري است كه دربيابان زندگي درشب تاريك گم شده است ودورخودمي چرخدوبه جاي نمي رسدهدف هاهمچون منابع نوردرمسيرحركت انسان يك زندگي راروشن مي كندوبه حركت هامعنامي بخشد.انساني درزندگيش به دستاوردي مي رسدكه رويايي درسرداشته باشدانسانهاي بدون روياوهدف خسته وافسرده وسرگردان فاصله داشتن هرپديده اي ونداشتن آن فقط يك خواستن است وخواستن يك انديشه زيباومثبت است كه ازيك هدف عالي نشات گرفته است انسان است وهدف هايش . هدف هاعامل موفقيت هستندوبي هدفي هافراهم كننده معناي تلخ شكست .داشتن هدف وبرنامه درزندگي به انسان حركت ميدهدانگيزه ميدهداعتمادبه نفس ميدهدنشاط مي دهدودرانسان انرژي مي آفريند.هدف هامقصدومسيرزندگي راروشن مي كندباچنين احساسي ازنقش هدف درزندگي شمابه عنوان يك انسان باهدف بابرنامه درزندگي ظاهرشوي وبينديشي وخلق كني وطوفاني ازموفقيت هارادرزندگيت بوجودآوري وباغروروافتخارزندگي كني آياميخواهي درزندگيت كاري خداگونه كني وبايك طراحي وهدف گذاري تمام مسيرزندگيت رامشخص كني ودرزندگيت يك شاهكاربسازي
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 10:16 قبل از ظهر  توسط عبدالصمد  | 

جايگاه انسان درعرصه هستي

 

رانده شدن شيطان ازبهشت آفریده  گارثابت كرداصالت ومنزلت به علم داناي وعمل است نه جنس ونژادي كه شيطان براي اثبات برتري خودبه آن استنادمي كرداوخودراازجنس نوروآتش زلالي وبي دردني دانست وتوراازجنس خاك وگل.

پس توازهرجنس هرنژادي كه باشي ودرهرگوشه اين زمين پهناوركه زندگي وكاركني بايدبداني كه مسوليت هدايت يك زندگي رابه عهده داري وچه زيبااست

كه باهشياري وداناي زندگي ات رادرمسيركمال هدايت كني توآمده اي تاتوامندي هاي خودرابشناسي وبه گنج بي پايان درونت دست پيداكني .خداازتوخواست تاآينه اي باشي كه جمال به مثال حق رامنعكس سازي پس ازآينه اي پاك ضميرت باكجروي

ونافرماني باغيبت وتهمت بادوروي ونفاق تعمق وچاپلوس وخمازي ننشان كه

ضميرباطن توازاعمال وافعال والهام مي گيردوهرآنچه بگوي مي شنودوچون كودكي نوپابي هيچ قضاوت تحليلي مي پذيردودرتوباورهاي مي آفريندكه باآنچه گفته اي وكرده اي هماهنگ است وبه اين ترتيب زمام زندگي وسرنوشت تورابه دست مي گيردوباورهاي تورابه دستورذهن وانديشه ات مي سازدهمان باورهاي كه مي تواندزندگي ات رانسازدويابرباددهداگرخودرادست كم بگيري وعزت نفس واعتماد

به نفس دروجودتورنگ ببازد اگرخطاي كني كه ندامت وپيشماني وعذرخواهي هويت وشخصيت توراتحقيركنداگردروغ بگوي وخيانت كني باهزاران هزارفعل ديگري

كه وجدان تورابه دردآوردانجام دهي ضميرناخوداگاهت باورهاي منفي وتحقيرشده اي درتومي سازدوبازتاب آن درروح روان وشخصيت وانسانيت توتاثيربدي ميگذارد.

استعدادگام نهادن درمسيركمال درتونابودمي شودوشوق تعالي يافتن دروجودتومي ميردوروح تودستخوش باورهاي مي شودكه زنجيرهاي گران به پاي رفتن توزده اند

وبال پروازتورابسته اندتوهمان كسي هستي كه امانت خدارابه دوش مي كشدهمان

امانتي كه زمين وآسمان وكوه هاازپذيرش سرباززدند

همان امانتي كه دركل نظام هستي فقط توقادربه پذيرش بودي وتنهاتوبودي كه اين بارامانت راتاب آوردي وبرداشتي وآفريدگارفرمود:(آيه قرآن )آري توهم نماينده خداي وهم امانت داراوواين امانت سنگين همان قدرت اختياري است كه تنهاوتنها

توازآن برخورداري آسان بارامانت نتوانست كشيد:قرعه فال به نام من ديوانه زدند)

اي برترازفرشته هاواي برگزيده آفريده هااي كه اسماء آسماني راتنهاتوي كه مي داني واسرارعلم ودانش وقانومندي هاي جهان راتنهاتوي كه كشف مي كني خدابه توقدرتي دادتابنديشي وبااختياري كه داري انتخاب كني به همين دليل ازفرشتگان برتري زيراعصيان وعبادت اطاعت ونافرماني خداپرستي وشيطان طلبي هردودرفكرتومي جوشدوآن گاه كهدست به انتخاب مي زني گوهروجودخودراآشكارمي سازي وارزش هاي والاي خودرانشان مي دهي پس بي دليل نيست كه پيامبرگرامي مي فرمايد:يك ساعت تفكرازشصت سال عبادت برتراست: راز برتري انسان برفرشتگاني كه هزاران هزارسال بي هيچ چشم داشتي خداراخالصانه عبادت كردندقدرت اختياراست عبادت اينان ازروي اختياربنودبلكه آن هابه گونه اي خلق شده بودندكه به چيزي جزستايش وپرستش حق شغول نباشند

.قرارنيست خدابه چشم پديده اي رانده شده به تونگاه كندتوبه زمين آمده اي تافاصله

ميان (اهيطوا)تا(ارجعي)رابركني واين است خلاصه ماموريت سنگني كه بدوش داري وبهترين مسيرميان (اهيطوا)تاارجعي )همان صراط مستقمي است كه مسيركمال نام دارد معلمان وراهنمايان مسيركمال به توخواهندآموخت كه دراين مسيرچگونه ان قدركامل شوي تابنده شايسته خداگردي وبه هويتي زيباوبي نظيربرسي ودرباره به جايگاه واقعي خودت بازگردي يعني آنقدردراين مسيرپيش روي كه خدارادرآستانه بهشت بيني كه اغوش بازبه استقبال توآمده است.

به توعزيزدلش خوش آمدگويد:درودبرتوانسان سعادتمندي كه راه كمال رايافته اي ودرمسيري گام برمي داري كه هرروززندگي ات بهترازروزقبل باشدواين دقيقامعناي زندگي درمسيركمال است راه زيباي زندگي ات پرازنورهدايت باد

نویسیده  وکیل احمد"دویبند

منتظرباشید  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط عبدالصمد  | 

عبدالصمد

جز.آه؟:دیگرچیزی ندیدیم
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط عبدالصمد 

دردعاشقی

من که ازعشق تو آگاه ام پس چون چرامکن

شیوه عشق این نیست پیشت هردرصدامکن

 درفلسفه عشق مردن کاراندکی است

درپیمودن راه عشق ترس ازخدامکن

عشق راشنیده ای اماازدیدن آن به پرهیز

درجستجوی معشوق خوددادویلامکن

 همچوبیمارازپشت درمان کوشش مکن

 عاشقی کارساده نیست ای مردبی خرد

درمکتب عشق نقلیه ازمجنون ولیلامکن

عشق سیری است که ازاسرارش کسی آگاه نیست

 دررسیدن به هدف خودرامصروف قاری وملامکن

 چکنیم که عاشقان راامروزدیوانه گویند

دررفتن به میخانه ازشریعت حیامکن

 امروزاگرگذشت ازفردامایوس مشو

حق این است که درراه عشق هیچگونه خطامکن

 اگرازرمزعشق وعاشقی داری کتاب

 درگرفتن درس عشق تکیه برمولانامکن

 ای جوان افسوس بحالت می خورم درعاشقی

 درخودرامقیدمعبدوکلسیامکن

نویسده"محمود"

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط عبدالصمد  | 

پروردگارا

خدایا پروردگارا

، ای رحمان رحیم و ای بخشنده مهربان ، سالی نو بهاری نو و روزگاری تازه در

راه است با یاد تو ، با نام تو و با عشق تو آغازش می کنیم.

پرودگارا ، خداوندا تو را قسم میدهم به هفت آسمانت ، پاکی و معصومیت کبوترانت ، به

شقایقهای دشتهای بیکرانت ، تو را قسم میدهم به ستاره های کهکشانت ، به دریاهای

جاودان و به آبهای جاری و روانت ، تو را قسم می دهم به برگهای پریشان حال خزانت ، که

قلبمان مشکن ، اشکمان مریز و آباد کن دلهایمان ، غرق نعمت کن روزگارمان ، با عزت کن

ناممان ، دلپذیر کن کاممان و قرین صحت کن جانمان ، خدایا پروردگارا تو را قسم میدهم به

پرستوهای غربت کشیده ، به عظمت غروب ، به سادگی سحر و به آرمش سپیده ، به پاکی

لبخندهای کودکانه و به عزت و عصمت عشقهای جاودانه ، که قلبمان را مجذوب محبت ،

زبانمان مست مروت و وجدانمان را برقرار عدالت گردان . پروردگارا پنجره دل بگشا به سوی

بیماران ، گرفتاران ، به سوی سرهای بی سامان ، به سوی دلهای چشم انتظار و عاشقان بی

صبر و قرار که چشم انتظارند ، چشم انتظار شفای تو ، وفای تو ، عطای تو و رضای تو .

پروردگارا پنجره دل بگشای به سوی دلهای دردمند که دلی دردمند دارم و سری

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط عبدالصمد  |